۱۰ قانون طلایی برای تربیت بیش از یک فرزند
بازدیدها: 86
بارآوردن بچه های قدرتمند، خیلی آسونتر از درمان بزرگسالان بیمار روحی و جسمیه؛ تلاش می کنم یاد بدم چطوری مهمترین سالهای زندگی یعنی کودکی، به کودکی بگذره.

فرزند اول و دوم
قوانین اصلی فرزند پروری یکسان است چه شما یک کودک یا بیش از یک کودک داشته باشید. با این حال، به عنوان مادر و پدر یک تک فرزند، ممکن است با خیلی از مسائل سر و کار نداشته باشید. فرزند اول و دوم و حضور هر کدام در خانواده تاثیراتی دارد که می توانید با آگاهی از این ۱۰ قانون طلایی اختلافات بین آنها را به حداقل برسانید.
اولین مساله، رقابتهای خواهر و برادر خواهد بود. بحث، دعوا، روزهایی که فرزندان شما دشمن هم اند و روزهایی که دوستان صمیمی جدا نشدنی هستند. به همین دلیل است که فرزند داری برای بیش از یک کودک متفاوت است و گاهی سخت است، اگر چه پاداشها شگفتانگیز هستند. بزرگ کردن چند فرزند، تلاش زیادی را از شما طلب میکند و شما باید با حفظ رابطه عالی با کودکان خود نظم و انضباط را به آنها آموزش دهید و به آنها کمک کنید تا رابطه خوبی بین خودشان ایجاد کنند.
اشتباه رایجی که هر مادر و پدری مرتکب می شود، ” مقایسه ” است. از لحظهای که فرزند دوم به دنیا آمد ما شروع می کنیم: ” بچه اول من اینجوری بود، او به قدری شیطان بود که … او اینقدر تپل بود و … “. ما فکر میکنیم که نوزاد صدای ما را نمی شنود یا نمیتواند درک کند، با این حال مشکل این است که ” مقایسه ” به عادت والدین تبدیل میشود. زمانی که بچهها بزرگ میشوند هم ما از مقایسه دست برنمی داریم. بنابراین بهتر است از قاعده ” هرگز مقایسه نکنیم ” از روز اول پیروی کنید. هر کودک متفاوت است بنابراین نقاط عطف یا شخصیت را مقایسه نکنید.
یکی دیگر از رفتارهای نادرست، ایجاد رقابت است.
” بیایید ببینیم کی اول غذاشو میخوره ” یا ” بیایید، ببینیم چه کسی نمره خوب می گیره .”
اگر آگاه نباشیم، کمک می کنیم که خواهران و برادران یکدیگر را به عنوان رقیب ببینند و متاسفانه ما در جامعهای بزرگ شدهایم که در آن رقیب دشمن ما محسوب میشود. از این رو در ” بازی رقابت ” بسیار مراقب باشید.
گذراندن وقت با خانواده بسیار مهم است. فرزندِ اول همیشه ویژه است و حداکثر زمان و توجه را میگیرد. اکنون پس از اینکه فرزندان بعدی به دنیا آمدند، این کودک بزرگتر ممکن است توجه ویژه والدین را که قبلا داشت، از دست بدهد. و احتمال این وجود دارد که بچههای کوچکتر، هرگز آن توجه ویژهای را که بچه های اول داشتند، بدست نیاورند.
برای متعادل کردن این موضوع، هم پدر و هم مادر می باید وقت اختصاصی به هر فرزند خود بدهند و اوقاتی را هم با همه فرزندان خود سپری کنند به این ترتیب، رضایت زیادی برای والدین و همچنین کودکان وجود خواهد داشت.
چه کسی گفتهاست که والدین باید داوری کنند؟ هر بار که سعی میکنید از یک کودک طرفداری کنید، خواهر و برادر او عصبانیتر میشود. در عوض، بگذارید آنها با هم کنار بیایند. سپس، در حالی که یک کودک می بیند که خواهر یا برادرش آسیب دیده و گریه میکند ، شما ساکت بمانید. شما به طرز شگفت انگیزی خوشحال خواهید شد وقتی که ببینید، کسی که آسیب زده احساس گناه میکند و برای آرام کردن خواهر یا برادرش به طرف او خواهد آمد. بسیاری از والدین هرگز شانس این نوع ارتباط و درک را به کودکان نمیدهند. دعواها و بحثهای بین بچهها هم میتواند خوب باشد !
وقتی که یک قطعه سفالی شکسته شود ، وقت صرف تحقیق درباره اینکه چه کسی این اشتباه را انجام میدهد، نکنید. یک اشتباهی رخ داده و هر دو بچه این کار را کردند. به هردوی آنها یک جریمه کوچک بدهید. بگذارید آنها برای درست کردن چیزها همکاری کنند. با این حال، مطمئن شوید که چیزهای گرانقیمت خود را کاملا ایمن و خارج از دسترس کودکان خود نگه دارید. از سرزنش کردن بیش از حد فرزند خود خودداری کنید.
بله ! مواقعی هست که یک کودک به طور حتم به توجه بیشتری نسبت به دیگران نیاز دارد. مانند زمان امتحان یا زمانهایی که یک کودک بیمار است و یا زمانی که دوستان فرزندتان به خانه شما میآیند. مطمئن شوید که فرزند دیگر یاد میگیرد خودش را سرگرم کند تا نوبت توجه به او هم برسد!
این یک قانون ناگفته در بسیاری از خانوادهها است که به طور طبیعی کودک بزرگتر باید خود را تطبیق دهد و درک کند چرا که فرزند کوچکتر به اندازه برادر یا خواهرِ بزرگتر رشد نکرده است. اما این درست نیست. حتی در ما بزرگسالان، یک کودک درون همه ما وجود دارد. بنابراین، ایجاد انتظار از کودک بزرگتر به منظور سازش با بسیاری از چیزها، باعث ایجاد اثرات روانی نامطلوب برای کودک خواهد شد.
همیشه به طور مشابه، بسیاری از خانوادهها انتخاب فرزند کوچکتر را در نظر نمیگیرند، چرا که او کوچکترین عضو خانواده است. مثلا، زمانی که برای سفر برنامهریزی میکنید، یا زمانی که به خانه خود نظم و ترتیب میدهید ، یا زمانی که لباسهای جدید میخرید، نظر و انتخاب کوچکترین عضو نادیده گرفته میشود. این چیزی است که کودک کوچکتر را غیرمسئول و بیقرار میکند. از این رو ما میتوانیم خانوادههای بسیاری را ببینیم که در آنها کوچکترین فرزند، شرور و غیرقابلکنترل است . این به خاطر آزادی ناخواسته ای است که به آنها داده میشود و یا این که آنها جدی گرفته نمیشوند.
در حالی که گفتیم هیچ رقابتی بین بچهها وجود ندارد، اما از داشتن دو تیم در خانه حمایت میکنیم. والدین و کودکان. بله ! زمان خانوادگی بیشتری را با هم سپری کنید و میتوانید در این زمان شطرنج، منچ، اسم فامیل، پانتومیم و بازیهای خانگی دیگر را داشته باشید که کودکان به یک تیم تبدیل میشوند. این کار به آنها فرصت بیشتری میدهد تا با هم ارتباط برقرار کنند.
شما میتوانید تولد کودک و رویدادهای مدرسه را با همراهی خواهر یا برادر، به خاطرات ویژه و ماندگاری تبدیل کنید. از خواهر و برادر در مورد چیزی که برای تولد خوب به نظر میرسد، یا چیزی که دوست دارد ، نظرخواهی کنید. این به آنها درک مهمی از خواهر و برادر بودن می دهد و احساس تعلق به یکدیگر.
مطالب مرتبط:
دانلود فایل صوتی: ۵ نکته در زمان اختلاف خواهر برادرها
مقایسه فرزند با دیگران؛ چه مثبت چه منفی نادرست است!
۱۰ بازی آسون برای آموزش عشق به بچه ها
بازدیدها: 86
بارآوردن بچه های قدرتمند، خیلی آسونتر از درمان بزرگسالان بیمار روحی و جسمیه؛ تلاش می کنم یاد بدم چطوری مهمترین سالهای زندگی یعنی کودکی، به کودکی بگذره.
۷ جایگزین برای نه گفتن به کودک 

عالییی بود عااالی