چسبیدن کودک به مادر
بازدیدها: 545
بارآوردن بچه های قدرتمند، خیلی آسونتر از درمان بزرگسالان بیمار روحی و جسمیه؛ تلاش می کنم یاد بدم چطوری مهمترین سالهای زندگی یعنی کودکی، به کودکی بگذره.

چند شب پیش در یک مهمانی بودیم که چندین مادر با بچه هایی با سنین مختلف از ۶-۷ ماه تا ۶ سال حضور داشتند به علاوه یک مادر باردار که می شد مشکلات مختلفی که مادران در سنین مختلف با آن مواجهند را مشاهده کرد.
این شد که تصمیم گرفتم در چند مطلب، به بررسی این مسائل و راه حل آنها بپردازم.
اگر بخواهم به بعضی از این مشکلات اشاره کنم شامل اینهاست:
بچه یک ساله ای که به محض اینکه مادر از جلوی چشمش دور می شد شروع به گریه می کرد
مادر بارداری که هم دوست داشت بچه های دیگر را بلند کرده و بغل کند و هم دیگران به او توصیه می کردند که بار سنگین بلند نکند چون خطرناک است
بچه ۳ ساله ای که اسباب بازی خود را به بچه های دیگر نمی داد یا فقط به یکی از بچه ها می داد.
بچه ۱ ساله ای که تازه راه افتاده بود و به هیچ وجه دوست نداشت یک جا بنشیند.
بچه ۳ ساله ای که مادرش با بشقاب و قاشق به دست دنبالش راه افتاده بود تا به او غذا بدهد.
مادری که لباس توخونه ای مناسب برای بچه نیاورده بود و بچه از گرما داشت گریه می کرد.
مادری که وقتی از گریه های بچه خود اعصابش به هم می ریخت فورا گوشی موبایل را به فرزندش می داد.
مادری که باردار بود و از مادران دیگر می پرسید اختلاف سنی بین دو بچه چقدر باشد که من راحت تر باشم؟
بچه های سرماخورده
و دهها مساله ریز و درشت دیگر که به مرور به معرفی و پاسخ آنها می پردازیم.
حالا از اینجا شروع کنیم که
وقتی خانوادگی به مهمانی می روید و موقع صرف نهار یا شام است، دلتان می خواهد که به میزبان در چیدن میز کمک کنید، اما اگر کودک شما انتظار داشته باشد که دائم جلوی چشمش باشید برخلاف میل باطنی تان نمی توانید هیچ کمکی کنید و البته میزبان هم معمولا شرایط را درک کرده و انتظار کمک نیز ندارد.
این اضطراب یک مرحله کاملا طبیعی از رشد کودک است. بین ۴ تا ۷ ماهگی بچه ها می فهمند که اشیاء و آدمها حتی وقتی دیده نمی شوند وجود دارند چون مفهوم زمان را متوجه نمی شوند نمی توانند درک کنند که مادر که به آشپزخانه رفته است تا شیشه شیر را بشوید دوباره برمی گردد پس تا زمان برگشت مادر همینطور گریه می کنند! با اینکه در ۸ تا ۱۲ ماهگی بیشتر به سمت استقلال پیش می روند اما همچنان این اضطراب با آنهاست.
اینکه در چه زمانی بچه ها دچار این اضطراب می شوند در کودکان مختلف، متفاوت است حتی ممکن است تا ۲ و نیم سالگی هم طول بکشد. بعضی از بچه ها هیچ وقت این اضطراب را تجربه نمی کنند.
به کودک و رفتار والدین بستگی دارد. اگر هر وقت که به اتاق مجاور می روید یا به آشپزخانه می روید و کودک شما شروع به گریه کرد، بلافاصله بدو بدو به سمت کودک می آیید، کودک شما یاد می گیرد که همیشه از این تکنیک برای غلبه بر اضطراب جدایی خود استفاده کند.
وقتی فرزندتان با دوری از شما گریه می کند ممکن است شما خوشحال باشید که به همان اندازه که شما به او وابسته اید او هم به شما وابسته است ولی بعد از مدتی از اینکه باید دائم جلوی چشمش باشید خسته می شوید.
مساله مهم این است که این بیقراری فرزندتان در زمان دوری از شما نشانه طبیعی و سالم بودن رشد وابستگی دو نفره بین شماست.
انجام این نکته ها می تواند به شما کمک کند:
اگر از بچه ای که به شما سپرده شده نگه داری می کنید تا مادرش برگردد می توانید به او بگویید : ” مامان الان بر می گرده، رفته شام بخوره، بیا تا اون موقع با هم این بازی رو کنیم.”
دقت کنید که این نیز بگذرد! این یک مرحله زودگذر از رشد کودک شماست و بالاخره تمام می شود.
به قول خود عمل کنید. وقتی به کودک می گویید چند دقیقه دیگر برمی گردم، نروید و چند ساعت بعد برگردید. اینطوری اعتماد کودکتان را از بین می برید.
در مهمانی ها زمانی که می خواهید چند دقیقه ای کودک را تنها بگذارید او را به پدر، مادربزرگ، پدربزرگ یا خواهر وبرادر بسپارید تا با او بازی کنند.
بازیهایی مثل قایم باشک و دالی موشه این حس را در بچه تقویت می کند که وقتی مادر از جلوی چشمم دور می شود ، حتما دوباره بر می گردد؛ پس در زمانهای مختلف این بازیها را انجام دهید.
بودن در یک مهمانی یا جمع بزرگ که کودک آنها را نمی شناسد یا حتی می شناسد، اضطراب او را بیشتر می کند پس حواستان کاملا به کودک باشد، حتی اگر برای خود همبازی پیدا کرد و مشغول بازی شد نزدیک او بمانید تا اگر احساس ناراحتی کرد شما را ببیند.
از اینکه دائم کنار کودکتان باشید احساس اینکه دارید یک کودک وابسته بار می آورید نداشته باشید؛ شما دارید امنیت و اعتماد آینده او را تامین می کنید.
راهی که شما در این مواقع استفاده می کنید، چیست؟ در قسمت دیدگاهها بنویسید لطفا.
بازدیدها: 545
بارآوردن بچه های قدرتمند، خیلی آسونتر از درمان بزرگسالان بیمار روحی و جسمیه؛ تلاش می کنم یاد بدم چطوری مهمترین سالهای زندگی یعنی کودکی، به کودکی بگذره.
زود به گریه افتادن کودک 

دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.