خواب بعدازظهر کودک

خواب بعدازظهر کودک

تو می گویی که وقت خواب بعدازظهر است و من می گویم کلی کار دارم و نمی توانم الان بخوابم!

این و دلایلی مثل این، چیزهایی است که وقتی به فرزندمون میگوییم عصر کمی استراحت کن، از زبانش خواهیم شنید.

حالا می خواهیم از زبان یک کودک بشنویم که دقیقا چه حسی نسبت به خواب بعدازظهر دارد و ما چه کنیم که او را راضی به خواب کنیم.

اول پیشنهاد می کنیم که مطالب قبلی که از زبان این کودک گفتیم را هم بخوانید که خیلی جالب و مفید است:

به دلایلی مثل اینها:

خورشید می درخشد من هم دوست دارم بیرون باشم با عروسکهایم بازی کنم، دنبال گربه ها کنم، توی باغچه بازی کنم. چه می شود اگر اجازه بدهی بازی کنم؟

خسته نیستم. شاید اگر خسته بشوم، خودم دراز بکشم و خوابم ببرد.

چرا خواهرم نمی خوابد؟ چرا تو نمی خوابی؟ من تنها کسی هستم که باید بخوابم. فکر می کنم این تویی که نیاز به خواب داری! بعضی وقتها عبوس و کج خلق می شوی!

می دانی که اگر بعدازظهرها نخوابم، موقع شام خیلی خسته ام و احتمالا سر هر موضوعی که باب میلم نباشد، بهانه گیری می کنم. واقعا دلم نمی خواهد بیش از حد خسته شوم اما برای خواب نیمروز، به راحتی متقاعد نمی شوم.

 

استراحت کردن من مهم است، می توانی راههای زیر را امتحان کنی:

زمان ثابتی برای استراحت درنظر بگیر.

نمی توانم بازی ام را نصفه و نیمه رها کنم و بخوابم. اگر هر روز بعد از خوردن خوراکی های بین روز، برای استراحت به اتاقم برویم، بعد از مدتی برایم عادت خواهد شد. من به یک برنامه روزمره احتیاج دارم که به بدنم بگویم که وقت استراحت است. می توانیم داستانی بخوانیم، اما فقط مدت کوتاهی می خوابم. این چرت زدنها کمی مرا سرحال می کند.

 

وقتی بیش از حد خسته ام، بیشتر به من کمک کن.

دیروز صبح سرمان خیلی شلوغ بود، اول به شنا و بعد به پارک رفتیم. وقتی به خانه رسیدیم شروع به دویدن دنبال گربه کردم. خیلی خسته بودم و بدنم ، آرام نمی گرفت؛ به خاطر همین شروع به فریاد زدن و گریه کردم. برای خوابیدن به کمک تو نیاز داشتم. شاید مالش دادن پشتم مفید باشد. از همه مفیدتر آغوش توست، چون خیلی آن را دوست دارم.

 

برنامه استراحت را اجرا کن، اما اصرار نکن!

تو می توانی مرا در تختم بگذاری، اما نمی توانی مجبورم کنی خوابم ببرد، مخصوصا امروز که لجباز شده ام. احساس می کنم باید به اختیار خودم باشد. کاری که می توانی بکنی این است که به من بگویی : “با اینکه مجبور نیستی بخوابی، اما باید یک ساعت در تخت خوابت دراز بکشی.”

به من اجازه بده بین نگاه کردن به کتاب و بازی با حیوانات پلاستیکی یکی را انتخاب کنم. اما اگر از اتاقم خارج شدم، به آرامی به من یادآوری کن که وقت استراحت است و من را به اتاقم برگردان.

خواب بعدازظهر کودک

خواب بعدازظهر کودک

بازدیدها: 72

این هم خوبه :   ۹ ماده غذایی برای رشد کودک سالم

تو می گویی که وقت خواب بعدازظهر است و من می گویم کلی کار دارم و نمی توانم الان بخوابم!

این و دلایلی مثل این، چیزهایی است که وقتی به فرزندمون میگوییم عصر کمی استراحت کن، از زبانش خواهیم شنید.

حالا می خواهیم از زبان یک کودک بشنویم که دقیقا چه حسی نسبت به خواب بعدازظهر دارد و ما چه کنیم که او را راضی به خواب کنیم.

اول پیشنهاد می کنیم که مطالب قبلی که از زبان این کودک گفتیم را هم بخوانید که خیلی جالب و مفید است:

به دلایلی مثل اینها:

خورشید می درخشد من هم دوست دارم بیرون باشم با عروسکهایم بازی کنم، دنبال گربه ها کنم، توی باغچه بازی کنم. چه می شود اگر اجازه بدهی بازی کنم؟

خسته نیستم. شاید اگر خسته بشوم، خودم دراز بکشم و خوابم ببرد.

چرا خواهرم نمی خوابد؟ چرا تو نمی خوابی؟ من تنها کسی هستم که باید بخوابم. فکر می کنم این تویی که نیاز به خواب داری! بعضی وقتها عبوس و کج خلق می شوی!

می دانی که اگر بعدازظهرها نخوابم، موقع شام خیلی خسته ام و احتمالا سر هر موضوعی که باب میلم نباشد، بهانه گیری می کنم. واقعا دلم نمی خواهد بیش از حد خسته شوم اما برای خواب نیمروز، به راحتی متقاعد نمی شوم.

 

استراحت کردن من مهم است، می توانی راههای زیر را امتحان کنی:

زمان ثابتی برای استراحت درنظر بگیر.

نمی توانم بازی ام را نصفه و نیمه رها کنم و بخوابم. اگر هر روز بعد از خوردن خوراکی های بین روز، برای استراحت به اتاقم برویم، بعد از مدتی برایم عادت خواهد شد. من به یک برنامه روزمره احتیاج دارم که به بدنم بگویم که وقت استراحت است. می توانیم داستانی بخوانیم، اما فقط مدت کوتاهی می خوابم. این چرت زدنها کمی مرا سرحال می کند.

 

وقتی بیش از حد خسته ام، بیشتر به من کمک کن.

دیروز صبح سرمان خیلی شلوغ بود، اول به شنا و بعد به پارک رفتیم. وقتی به خانه رسیدیم شروع به دویدن دنبال گربه کردم. خیلی خسته بودم و بدنم ، آرام نمی گرفت؛ به خاطر همین شروع به فریاد زدن و گریه کردم. برای خوابیدن به کمک تو نیاز داشتم. شاید مالش دادن پشتم مفید باشد. از همه مفیدتر آغوش توست، چون خیلی آن را دوست دارم.

 

برنامه استراحت را اجرا کن، اما اصرار نکن!

تو می توانی مرا در تختم بگذاری، اما نمی توانی مجبورم کنی خوابم ببرد، مخصوصا امروز که لجباز شده ام. احساس می کنم باید به اختیار خودم باشد. کاری که می توانی بکنی این است که به من بگویی : “با اینکه مجبور نیستی بخوابی، اما باید یک ساعت در تخت خوابت دراز بکشی.”

به من اجازه بده بین نگاه کردن به کتاب و بازی با حیوانات پلاستیکی یکی را انتخاب کنم. اما اگر از اتاقم خارج شدم، به آرامی به من یادآوری کن که وقت استراحت است و من را به اتاقم برگردان.

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *