بیایید تا با کمک همدیگه یک رنگینکمان بسازیم!
بازدیدها: 302
بارآوردن بچه های قدرتمند، خیلی آسونتر از درمان بزرگسالان بیمار روحی و جسمیه؛ تلاش می کنم یاد بدم چطوری مهمترین سالهای زندگی یعنی کودکی، به کودکی بگذره.
هر وقت ایدهای به ذهنم میرسد که میتواند به شکل موفقیتآمیز باعث همکاری دستهجمعی بچه های کلاسم شود، دوست دارم که حتماً آن را به واقعیت تبدیل کنم! این رنگینکمانِ ساخته شده بهوسیلهی اثرِ دست، آنقدر جالب بود که همه بچه ها با اشتیاق در ساخت آن مشارکت کردند. پیش از آنکه در مورد جزئیات این رنگینکمان با شما صحبت کنم، لازم است بدانید که ما گاهی تا چندین هفته مشغول یافتن رنگهای مورد نیاز و مخلوط کردن آنها بودیم. لذا، ارزش این رنگینکمان بسیار بیشتر از یک پایان ساده برای فعالیتهای ما بود، زیرا بچهها بهطور کامل با نحوهی مخلوط کردن رنگهای اصلیِ قرمز، آبی و زرد برای ساختن رنگهای نارنجی، سبز و بنفش آشنا شدند.
برای نصب کردن یک رنگینکمان بزرگ دیواری، من طرح یک رنگینکمان را بر روی یک کاغذ بزرگ کشیدم و رنگ مربوط به هر خط از رنگینکمان را نیز روی کاغذ نوشتم. من میخواستم که این فرآیند تا جای ممکن ، قابل فهم برای کودکان باشد، بهطوریکه بچهها بتوانند بدون کمک گرفتن از من، رنگینکمان را درست کنند.
برای آشنا کردن بچهها یا این فرآیند، من داستان «المر و رنگینکمان» را برای آنها خواندم. در این داستان، المر متوجه میشود که رنگهای رنگینکمان در حال از بین رفتن هستند و سعی میکند که انتهای رنگینکمان را پیدا کند تا بتواند با رنگهای خودش، دوباره رنگینکمان را رنگآمیزی نماید. پس از خواندن داستان، حالا نوبت آن بود که ما نیز رنگینکمان خودمان را رنگآمیزی کنیم.
من تنها سه رنگِ آماده برای انجام این کار داشتم، قرمز، آبی و زرد. از بچهها خواستم تا کار خود را با خط قرمز شروع کنند و مقدار کمی از رنگ قرمز را به یکی از دستان خود بمالند.
سپس بچهها از یک سر رنگینکمان شروع کردند و دست رنگی خود را با ملایمت بر روی خط قرمزِ رنگینکمان زدند تا اینکه تمام طول خط قرمز را رنگ کردند و به سر دیگر رنگینکمان رسیدند. این کار باعث شد تا یک سر رنگینکمان کمی تیرهتر از سر دیگر آن باشد، زیرا همچنانکه ما در طول خط قرمز پیش میرفتیم، برخی از بچهها به عقب بر میگشتند و رنگ بیشتری را به یک سر رنگینکمان میزدند.
پس از پایان یافتن رنگآمیزی خط قرمز، بچهها پیش من برگشتند و به دست دیگر خود، کمی رنگ زرد مالیدند. سپس، بچهها دوباره پیش من آمدند و من هم کمی رنگ زرد و قرمز را در دستان آنها قرار دادم. بچهها دستان خود را به هم مالیدند تا رنگ نارنجی ایجاد شود و سپس، رفتند تا رنگ ایجاد شده را به خط نارنجیِ رنگینکمان بمالند. بچهها با آغشته کردن دست خود به هر یک از رنگهای رنگینکمان، دست خود بر روی خطوط میزدند و به حرکت کردن در امتداد خطوط ادامه میدادند تا اینکه از یک سر رنگینکمان به سر دیگر آن میرسیدند. هنگامیکه بچهها برای گرفتن رنگ بعدی پیش من میآمدند، رنگ روی دستهای آنها تقریباً خشک شده بود، بهطوریکه نیاز نبود تا برای استفاده از رنگ بعدی، دستهای خود را بشویند. ما این کار را ادامه دادیم تا به رنگ آبی، سپس رنگ سبز و در نهایت به رنگ بنفش رسیدیم.
برای ساختن هر رنگ، بچهها دستهای خود را به هم میمالیدند و این کار باعث میشد تا هم معلومات ما در مورد اختلاط رنگها تقویت شود و هم، رنگینکمانی با ظاهر بسیار طبیعی ایجاد گردد. شرکت کردن در کشیدن این رنگینکمان، تجربهای بسیار شگفتانگیز برای تمامی دانشآموزان من بود و خودم هم از انجام اینکار لذت بردم. هنگامیکه کار کشیدن رنگینکمان به پایان رسید، بچهها رفتند تا دستها و برخی نیز، بازوهای خود را بشویند. اگر شما نیز تمایل به انجام این کار دارید، توصیه میکنم به گونهای فرآیند را مدیریت کنید که تمامی بچهها لحظاتی شاد و مفرح را تجربه کنند و با نحوهی مخلوط کردن رنگها برای ساختن یک رنگینکمان آشنا شوند.
بازدیدها: 302
بارآوردن بچه های قدرتمند، خیلی آسونتر از درمان بزرگسالان بیمار روحی و جسمیه؛ تلاش می کنم یاد بدم چطوری مهمترین سالهای زندگی یعنی کودکی، به کودکی بگذره.
توی یه کیسه، بارون بسازیم! 

عالی بود عزیزم. من پایان نامم درباره موزه کودک و محیط زیسته واقعا ایده های خوبی دادید بهم
خوب بود
عالیی بود مث همیشه